با پیکر رضاشاه چه کنیم؟

(توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)

 photo ۲۰۱۸ ۰۴ ۲۴ ۱۰ ۲۷ ۵۵

مقدمه:

عکس‌ها نشان می‌دهد که پیکر مومیایی شده‌ای که این روزها در جوار حرم حضرت عبدالعظیم کشف شده است همان کالبد رضاشاه است که پس از تخریب مقبره رضاشاه توسط آقای خلخالی و سایر انقلابیان، در زیر آوار مدفون و اکنون با خاک‌برداری، هویدا شده است. من اگر مسئول میراث فرهنگی بودم، حتی اگر مشکوک بودم، فرض را بر این می‌گذاشتم که این پیکر رضاشاه است و وظیفه قانونی خود را در قبال حفظ میراث تاریخی کشور انجام می‌دادم تا آنگاه که بررسی‌های بعدی واقعیت را آشکار سازد. و اگر از مقامات سیاسی بودم دستور می‌دادم این پیکر به موزه سپرده شود و به دقت از آن مراقبت شود. چرا که پیکر رضاشاه متعلق به ما نیست، متعلق به تاریخ ایران است و این تاریخ باید حفظ شود.

این نوشته دو بخش دارد: بخش اول آن سیاسی و هیجانی است و به این می‌پردازد که چرا به نفع و صلاح جمهوری اسلامی است که پیکر رضاشاه را با احترام به موزه بسپارد. این بخش کوتاه است و آن را برای خوانندگان بی‌حوصله‌ در آغاز آورده‌ام؛ و البته جدی است اما احتمالاً آنان که باید، آن را جدی نمی‌گیرند. اما بخش دوم، که آن را برای خواننده جدی و پرحوصله و عمیق نوشته‌ام، یک تحلیل اقتصادی و اجتماعی است که در آن از نقش نمادین پیکر رضاشاه برای اقتصاد آینده کشور صحبت‌ می‌شود و به این بهانه وارد بیان کارکرد سرمایه‌های نمادین به عنوان سرمایه‌های توسعه‌آفرین می‌شویم، با این هدف که نشان دهیم یک فرصت منحصربه‌فرد برای نجات آینده توسعه کشور، تمرکز بر تولید، جذب، حفاظت و انباشت سرمایه‌‌های نمادین است.

من با آن‌که مطمئن هستم برای انتشار این نوشته ناسزاهای بسیاری خواهم شنید، اما بنابر وظیفه روشنفکری و برای مصالح جمهوری اسلامی و آینده این سرزمین، این نوشته را منتشر می‌کنم. امید که آنان که با محتوای آن موافقند یک بار دیگر در آن به دیده نقد بنگرند؛ و آنان که با آن مخالفند،‌ یک بار دیگر منصفانه آن را بخوانند. والعاقبه للمتقین.

 

بخش اول: کشف پیکر رضاشاه به مثابه یک فرصت سیاسی

 

این بخش را بی‌مقدمه در پنج نکته خلاصه می‌کنم:

یک: این‌که جمهوری به این عزم و جسارت برسد که پیکر رضاشاه را به یک موزه ملی منتقل کند، نشانه اقتدار و احساس قدرت در جمهوری اسلامی است. این اقدام به این معنی است که جمهوری اسلامی ایران از نمادهای پهلوی نمی‌ترسد و آن‌ها را به‌عنوان بخشی از تاریخ ایران حفظ می‌کند. چنین اقدامی به معنی خلع سلاح کردن کل سلطنت‌طلب‌هاست. یعنی اگر جمهوری اسلامی از پیکر رضاشاه نترسد از نوه‌ی او و از دیگر نمادهای رژیم پیشین نیز نمی‌ترسد.

دو: این اقدام به منزله نوعی التیام بخشیدن به روند تندروی‌های گذشته در قبال تاریخ ایران و رژیم پهلوی است. بنابراین سرمایه اجتماعی نظام و امید به تدبیر آن‌‌را افزایش می‌دهد. جمهوری اسلامی به این ترتیب خودش را از تندروی‌های امثال مرحوم خلخالی جدا می‌کند و ناگفته می‌گوید که من آن جمهوری اسلامی تندروی خلخالی نیستم. به گمان من این برای نظام، اعتبار بیشتر و سرمایه اجتماعی بالاتر به‌همراه می‌آورد. در واقع اگر چنین عزمی در نظام ایجاد شود در گام اول به منزله نوعی تابو شکنی است اما در واقع آغاز فرایند حساسیت‌زدایی و نرمالیزاسیون خواهد بود.

سه: با این اقدام فضا و زمینه و موضوعی برای گفت‌وگو درباره تاریخ پهلوی باز می‌شود. نگه داشتن این پیکر و انتقال آن به موزه، در اصل، مجوز دادن به جامعه فکری برای باز کردن غده چرکینی است که دردناک باقی مانده است و از آن گفت‌وگو نمی‌شود. جامعه روشنفکری و مردم عادی به بهانه این پیکر، گفت‌وگو خواهند کرد و پرونده توسعه در ایران بار دیگر ورق خواهد خورد. ما برای ورود به سال صفر توسعه، باید روی مسائل مهمی گفت‌وگوی ملی راه بیندازیم، از جمله بر روی سیاست‌های توسعه‌ای خودمان و رژیم قبل. این‌که نظام سیاسی یک طرفه همه اقدامات رژیم قبل را تخطئه کند، در واقع مجوز اخلاقی داده است که در طرف دیگر هم بخش‌هایی از جامعه بویژه نسل جوان همه اقدامات رژیم گذشته را توجیه کنند و مطلوب بدانند. ما چاره‌ای نداریم که به گفت‌وگوی عقلانی و اخلاقی درباره گذشته خویش روی‌ بیاوریم تا آینده‌مان تکرار گذشته نباشد. این فرصتی است تا گفت‌وگوی منطقی درباره گذشته را شروع کنیم. من گاهی در برخی مجامع دانشجویی جرأت نمی‌کنم از خطاهای بسیار فراوان رژیم گذشته سخن بگویم چون پیش‌فرض بخشی از نسل جدید این است که در آن دوران همه چیز گل‌وبلبل بوده است.

فراموش نکنیم که هیچگاه روشنفکران ملی ما درباره مرحوم دکتر مصدق و روشنفکران دینی ما درباره آیه‌آلله منتظری به خود اجازه ندادند، نقدی جدی داشته باشند، چرا؟ چون حمله مخالفان و رسانه‌های رسمی به آن دو مرد بزرگ چنان بی‌محابا و بی‌اخلاق بوده است که باعث شده است یاران و علاقه‌مندان آن‌ها نقد دوستان به آنان را ستم و بی‌وفایی و بی‌تدبیری بدانند.

درباره رژیم گذشته نیز چنین کرده‌ایم. دستگاه رسانه‌‌ای رسمی چنان بی محابا همه چیز را با چوب تخریب رانده است که باعث شده است نسل جوان امروز از آن سوی بام بیفتد و همه چیز آن رژیم را مطلوب ارزیابی کند. همین هفته گذشته در یکی از گروه‌های تلگرامی خانوادگی شاهد پرخاشگری جوانان خاندان، به یکی از انقلابیون سابق، که اکنون سال‌هاست گوشه‌ عزلت گزیده است، بودم که او را بازخواست می‌کردند که اولاً چرا در براندازی رژیم قبل مشارکت داشته‌است و ثانیاً اگر اکنون معتقد است که این نظام آن چیزی نیست که قرار بود باشد، چرا در براندازی آن اهتمام نمی‌کند. این فضا، حاصل بستن همه‌ی راه‌های گفت‌وگوی ملی درباره مسائل مهم است و چنین می‌شود که ناگهان در دی‌ماه ۱۳۹۶ این عقده‌های فروخورده بیرون می‌ریزد.

چهار: بی‌گمان ماه‌های اول تعداد زیادی از مردم برای دیدن پیکر رضاشاه راهی موزه می‌شوند. اشکالی ندارد این خودش نوعی تخلیه انرژی اجتماعی و سیاسی است و بعد از مدتی مسأله کاملاً طبیعی می‌شود. مگر کسی الان برای زیارت مزار مصدق صف می‌کشد؟ یا این‌که مزار آیت‌الله منتظری در دسترس مردم است، خطری برای نظام سیاسی است؟ به هیچ‌وجه. اما جامعه با همین چیزهای ظاهراً کوچک نفس می‌کشد و احساس آزادی و پویایی می‌کند.

پنجم: بازتاب خارجی این اقدام نیز البته خوب خواهد بود. در نگاه جهانی نوعی ظرفیت و قدرت و اعتماد به نفس جمهوری اسلامی را بازتاب می‌دهد.

نتیجه: بنابراین به گمان من لازم است مقامات ارشد کشور در این مورد با روشن‌بینی برخورد کنند و از موضع بزرگواری و شجاعت، دستور بدهند که پیکر به موزه منتقل شود؛ دستوری که در تاریخ ایران ماندگار خواهد شد. همین دیروز، عکس‌های چهار رئیس جمهور گذشته آمریکا و بانوانشان همراه با بانوی اول آمریکا منتشر شد که در مراسم درگذشت همسر بوش پدر در کنار هم شادمانه عکس می‌گرفتند. مردم ما برای احساس امید به آینده نیازمند این صحنه‌های تاریخی هستند. اکنون وقت آن است که جمهوری اسلامی در کنار تاریخ بایستد و با آن عکس بگیرد؛ و البته نقدش کند اما نابودش نکند.

آن موقع که آقای خلخالی با مقبره رضاشاه چنان کرد، شاید غلبه هیجان انقلابی بر عقلانیت قابل توجیه بود. اما امروز اگر همچنان عقلانیت اجتماعی ما زیر لگدهای هیجان و سیاست زمین‌گیر شود، نشانه آن خواهد بود که با نظام تدبیر کنونی دیگر امیدی به شکل گیری عقلانی فرایند توسعه نخواهد بود. امیدوارم این نشانه بر نشانه‌های دیگر پیشین افزوده نشود.

 

بخش دوم: پیکر رضاشاه به مثابه سرمایه نمادین

الف) مقدمه

سالها پیش در مقاله‌ «توسعه یعنی شهری با تندیس شاطر رمضان» نوشتم، ای کاش مقبره رضاشاه را به «موزه عبرت» تبدیل کرده بودیم. اکنون هم می‌گویم پیکر رضاشاه را باید، مانند جنازه استالین که به عنوان دیکتاتور روسیه به موزه سپرده شده است، به موزه بسپاریم. همان‌گونه که کاخ مرمر رضاشاه حفظ کردیم و اکنون بخشی از میراث فرهنگی ماست پیکر او نیز ارزش تاریخی دارد. همان‌گونه که اگر کاخ مرمر بسوزد، سوخته آن هم جاذبه تاریخی خواهد بود، پیکر رضاشاه نیز حتی اگر استخوانی بیش از آن نمانده باشد اثر تاریخی و جاذبه فرهنگی خواهد بود. خیلی از آثار تاریخی وقتی سوختند بیشتر مشهورشدند و جاذبه شدند. پس پیکر رضاشاه نیز صرف‌نظر از این که او خوب بود یا بد، دوستش داریم یا نه، یک اثر تاریخی است و حق نابودی آن‌را نداریم. همان‌گونه که امروز مقبره کوروش کبیر یک اثر تاریخی است و کسی حق تخریب آن‌ را ندارد.

فرقی نمی‌کند، این که پیکر رضا شاه را گم‌و‌گور کنیم مثل این است که دستور بدهیم تمام حوادث تاریخی که اسم رضاشاه در آن‌ها آمده است از همه کتاب‌های کشور حذف شود. گم‌وگور کردن پیکر رضاشاه با پاک کردن تاریخ رضاشاه یکی است و پاک کردن تاریخ رضاشاه یعنی پاک کردن بخشی از تاریخ ایران. و البته این خیال خام است که کسی گمان کند می‌تواند تاریخ را حذف کند. ما در تلاش برای حذف تاریخ نه تنها ناکام می‌مانیم بلکه همان تلاش‌های ما برای حذف تاریخ نیز در تاریخ می‌ماند. تلاش‌های برای حذف تاریخ تلاشی است که پیشاپیش شکست خورده است. همان‌گونه که اگر حکومت دستور بدهد که تمامی کلمات زشت از فرهنگ‌ لغت‌های زبان فارسی حذف شود، آن کلمات زشت همچنان در زبان فارسی باقی‌ می‌ماند و میان مردم چرخش می‌کند، تلاش برای حذف هر بخشی از تاریخ که از نظر حکومت نامطلوب است نیز شکست می‌خورد. همان‌گونه که زبان زنده و پویا است و وابسته به لغاتی که در کتاب لغت است نیست، تاریخ نیز زنده و پویا است و بستگی به خوشایند یا ناخوشایندی ما ندارد و منتظر این که ما بخش‌هایی از آن را کتمان کنیم یا نه، نمی‌ماند. بنابراین ما به جای تلاش برای حذف تاریخ، بهتر آن است که کمک کنیم به تبیین بهتر و دقیق‌تر و صادقانه‌تر تاریخ.

نکته دیگر این که توسعه خودش یک فرایند تاریخی است و حاصل انباشت تجارب تاریخی است، حذف عمدی بخش‌هایی از تاریخ، نوعی ممانعت از انباشت تجارب بشری است و درواقع ایجاد مانع در برابر توسعه طبیعی و تاریخی جامعه است و تنها نتیجه اش پرهزینه کردن این بلوغ تاریخی جامعه خواهد بود. بنابراین حکومت ها به جای آن که بخواهند با حذف یا کتمان بخش‌هایی از تاریخ، خودشان را منزه بنمایانند، دقیقاً خودشان را در برابر تاریخ آینده در مظان اتهام قرار می‌دهند و نسل‌های آینده آن‌ها را متهم خواهند که مانع بلوغ طبیعی جامعه شده‌اند. در حالی که تلاش حکومت باید بر این استوار باشد که تجربه‌های تاریخی دائماً به بصیرت و دانش ضمنی و عبرت تبدیل بشود و به تکامل اجتماعی ما کمک کند. پوشاندن تجارب تاریخی، موجب کند شدن و پرهزینه شدن فرایند تکامل تاریخی جامعه می‌شود.

 

ب) مفهوم سرمایه نمادین

سرمایه نمادین از کشف‌های جامعه شناسان در اواخر قرن بیستم به‌ویژه پیر بوردیو[1]، جامعه شناس فرانسوی است. گرچه پیش از آن در اواخر قرن نوزدهم، تورستین وبلن[2]، اقتصاددان و جامعه‌شناس نروژی-آمریکایی نیز از مصرف نمادین سخن گفته بود اما ایده او برای یک قرن مکتوم ماند.

خیلی خلاصه: هر کشوری نتواند سرمایه نمادین تولید کند توانایی تولید، جذب، نگهداری و انباشت سایر سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را نیز در بلندمدت نخواهد داشت. یعنی رشد یک کشور زمانی امکان‌پذیر است که آن کشور بتواند سرمایه‌های نمادین جذب، تولید و انباشت کند.

سرمایه نمادین چیست؟ هر دارایی‌ متعلق به جامعه که شهرت، توجه، احترام و افتخار برای بخشی از جامعه یا برای کل جامعه فراهم آورد. ممکن است یک سرمایه نمادین حتی مورد نفرت بخشی از جامعه باشد؛ این خودش نشانه آن است که برای بخش دیگری از جامعه سرمایه نمادین است و همان قدرت نمادین آن سرمایه است که موجب نفرت بخش دیگری، که آن را دوست ندارند، شده است.

سرمایه نمادین می‌تواند یک ساختمان باشد (مثل تخت جمشید، میدان نقش جهان، سی‌وسه پل و ...)، می‌تواند یک شخصیت تاریخی باشد (مثل پیامبر اکرم، کوروش یا مولوی و ...) می‌تواند یک اثر فرهنگی باشد (مثل شاهنامه یا موسیقی سنتی ایرانی یا تابلو‌های نقاشی کمال الملک و ...) می‌تواند یک پدیده اجتماعی باشد (مثل عاشورا، نوروز و ...) می‌تواند یک شخصیت زنده سیاسی، مذهبی یا نظامی باشد (مثل مقام رهبری، مراجع تقلید، مهندس موسوی، آقای خاتمی، سردار سلیمانی و ...) می‌تواند یک شخصیت علمی یا فرهنگی یا هنری زنده باشد (مثل پروفسور سمیعی، استاد فرشچیان، استاد شجریان، استاد عزت‌الله انتظامی و...).

 

پ)‌ شکل‌گیری سرمایه‌های نمادین

در واقع هر سرمایه نمادین قبلا یکی از سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... بوده است که به یک علتی، به شهرت رسیده است و توجه عمومی را به خود جلب کرده و کم‌کم مورد احترام قرار گرفته و سپس به مرز افتخار رسیده است. مثلا استاد فرشچیان، به عنوان یک هنرمند برجسته، نخست سرمایه انسانی بوده است که اکنون به علت آن‌که شهرت جهانی پیدا کرده است به یک سرمایه نمادین ملی در عرصه هنر برای ما تبدیل شده است. او نه تنها برای ما مورد احترام است بلکه در سطح جهانی برای ما افتخار می‌آورد. مولوی به‌عنوان یک شخصیت فرهنگی تاریخی و مثنوی به‌عنوان یک اثر ادبی تاریخی نیز اول سرمایه‌های فرهنگی بوده‌اند که ترک‌‌های ترکیه آنها را به یک سرمایه نمادین جهانی برای خود تبدیل کردند و سالیانه میلیاردها دلار از توریست‌هایی که برای دیدن قونیه و مراسم سماع و مثنوی خوانی به ترکیه می‌روند درآمد کسب می‌کنند. اکنون نیز تاجیک‌ها دارند روی فردوسی و شاهنامه کار می‌کنند تا او را برای خود به یک سرمایه نمادین جهانی تبدیل کنند.

برای نمادین شدن یک فرد اصلاً نیازی نیست که او انسان خوبی بوده باشد، افراد بد هم می‌توانند نمادین باشند (مثل هیتلر برای آلمان‌ها و چنگیر برای مغول‌ها و استالین برای روس‌ها) یا نیازی نیست ساختمان مطلوبی بوده باشد (مثل اردوگاه آدم سوزی آشویتس در لهستان که میراث نازی‌های اشغالگر است) یا حتی نیازی نیست خودش چیز ارزشمندی باشد (مثل کلاه کهنه نمدی رئیس‌علی دلواری یا آدامس جویده شده فرگوسن، مربی منچستر یونایتد که در موزه ورزش انگلستان نگهداری می‌شود و در حراجی حدود نیم میلیون پوند قیمت‌گذاری شده است).

 

ت) منافع سرمایه نمادین

این سرمایه‌های نمادین به چه درد می‌خورد؟ این سرمایه‌های نمادین عامل همبسته شدن، تجمع و انباشته شدن سایر سرمایه‌ها می‌شوند. مثلاً یک مرجع تقلید مانند آیه‌الله خمینی به عنوان یک سرمایه نمادین، موجب شد تا بخش بزرگی از سرمایه‌های انسانی، علمی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی کشور در جریان انقلاب اسلامی در کنار هم مجتمع شوند و برای پیروزی انقلاب با هم همکاری کنند.

یا وقتی استاد شجریان به عنوان یک سرمایه نمادین هنری تصمیم می‌گیرد در بم، باغ هنر بسازد؛ عده‌ای زمین می‌دهند (سرمایه اقتصادی)؛ بهترین طراح‌ها جمع می‌شوند و به رایگان کار طراحی و نقشه‌کشی آن را انجام می‌دهند (سرمایه انسانی)؛ عده‌ای مصالح آن را تأمین می‌کنند و الی ‌آخر. همه این‌ها به علت وجود سرمایه نمادین استاد شجریان بوده است.

یا وقتی فلان استاد و پزشک برجسته تصمیم می‌گیرد یک مرکز فوق‌تخصصی پزشکی بسازد؛ یک نفر زمین می‌دهد، وزارت بهداشت حمایت می‌کند سرمایه داران بزرگ اعلام آمادگی برای تأمین سرمایه می‌کنند، پزشکان بزرگ اعلام آمادگی برای همکاری و مشارکت می‌کنند و ...،‌ آنگاه یک مرکز تخصصی پزشکلی شکل می‌گیرد.

پس هر انباشت و تجمیع سرمایه‌ای از هر جنس که در کشور صورت بگیرد اگر نخواهیم که با منابع مالی دولتی و با زور پول‌های نفتی و با فشار قانون انجام شود، بهتر است یک سرمایه نمادین محور آن قرار گیرد. البته الزامی نیست که برای تجمیع سرمایه‌های دیگر، حتما یک سرمایه نمادین انسانی زنده بیاید وسط. مثلاً ممکن است ساختمان یک سقاخانه در یک محله، سرمایه نمادین محله باشد که افراد محله عصرها در آنجا جمع می‌شوند و گپ می‌زنند. همین گپ‌ها باعث ارتباط و اعتماد و همکاری آنها در محله می‌شود (تولید سرمایه اجتماعی). بعد هم چند نفر از آنها در این گپ‌وگفت‌ها تصمیم می‌گیرند با هم شراکتی راه بیندازند (انباشت سرمایه اقتصادی) یا تصمیم می‌گیرند برای محله یک کتابخانه خوب بسازند (تولید سرمایه فرهنگی) و ...؛ پس سرمایه نمادین از هر جنس که باشد می‌تواند مولد و جاذب و تجمیع کننده انواع سرمایه‌های دیگر باشد. درواقع سرمایه نمادین به عنوان نخ تسبیح سایر سرمایه‌ها عمل می‌کند.

 

ث) سطوح سرمایه نمادین

سرمایه نمادین انواع سطوح دارد مثلاً می‌تواند خانوادگی باشد (مثل وجود یک متخصص در یک خاندان که بقیه متخصص نیستند یا وجود یک مادر بزرگ که همه خانواده گرد او متحد هستند)، می‌تواند محلی باشد (مثل یک هنرمند یا یک روحانی زاهد یا یک مقبره در یک محله)، می‌تواند گروهی باشد (مثل یک پیشکسوت برای ورزشکاران یا صنعتگران) می‌تواند منطقه‌ای باشد (مثل یک شخصیت منطقه‌ای) می‌تواند ملی باشد (مثل شخصیت‌های فرهنگی و هنری و مذهبی و سیاسی ملی یا آثار تاریخی ملی و ...). ممکن است یک سرمایه نمادین ملی باشد ولی الزاماً مورد قبول یا احترام همه اعضای یک ملت نباشد اما مهم این است که تعلق ملی دارد. مثلاً مولوی عبدالحمید در عین حال که یک سرمایه نمادین منطقه‌ای برای استان سیستان و بلوچستان هست، در سطح ملی هم برای اهل تسنن سرمایه نمادین ملی است. یا آقای خاتمی برای بخش‌های اصلاح طلب جامعه سرمایه نمادین است. من حتی معتقدم آقای احمدی‌نژاد هم برای بخش‌هایی از جامعه سرمایه نمادین بود اما خودش و رقبایش به سرعت او را تخریب کردند.

در مورد آقای روحانی می‌دانم که ایشان یک سرمایه سیاسی است که در انتخابات ۹۶ تا مرز نمادین شدن هم رفت اما رویکرد ایشان در بعد از انتخابات، دوباره ایشان را به سمت یک سرمایه سیاسی عقب برد. درواقع آقای روحانی در زمان انقلاب اسلامی یک «کنشگر سیاسی» بود؛ در بعد از انقلاب به یک «شخصیت سیاسی» تبدیل شد؛ وقتی رئیس جمهور شد «سرمایه سیاسی» شد ولی هنوز «سرمایه نمادین‌» نشده است. چرا؟ چون در مردم «باور» ایجاد نکرده است. یک سرمایه سیاسی وقتی به یک «سرمایه نمادین» تبدیل می‌شود که در مردم «باور»‌ ایجاد کند. آقای خاتمی در میان بخش بزرگی از جامعه این کار را کرده است، آقای احمدی‌نژاد هم تا حدودی چنین کرد. و البته لازم به تاکید نیست که پیش از همه این‌ها، آیه‌الله خمینی و آیه‌‌الله خامنه‌ای، توانایی بی‌نظیری در ایجاد «باور» در جامعه از خود نشان داده‌اند. باور یعنی چه؟ یعنی این که جامعه باور کند که این سرمایه نمادین توان ایجاد جنبش، تغییر، تحول و حرکت یا حتی ایجاد ثبات در وضع موجود را دارد. می‌تواند سرمایه‌ها را فرا بخواند، مردم را بسیج کند،‌ قول‌هایی که می‌دهد را محقق کند و هرگاه بخواهد می‌تواند در سطوح ملی یا منطقه‌ای یا قومی یا در سطوح بخشی و حرفه‌‌ای اقدامات جدی و تغییرات چشم‌گیر ایجاد کند. وقتی «باور»‌ ایجاد شده در مورد کسی است که دوستش داریم یا با او همفکریم، این «باور» به دنبال خودش «افتخار» هم می‌آورد. بنابراین مرز نمادین بودن و نبودن، ایجاد باور و قدرت افتخار آفرینی است. یعنی هر چه شخصیتی از شهرت به سمت برانگیختن احترام برود ظرفیت نمادین شدنش بالاتر می‌رود. وقتی وارد ساحت «افتخار» شد یعنی حضورش برای دیگران افتخار آفرین شد، نمادین شده است.

 

ج) تفاوت با کاریزما

و البته فرق سرمایه نمادین با اسطوره‌ها یا شخصیت‌های دارای کاریزما، در مقدس بودن است. سرمایه‌های نمادین مقدس نیستند. گرچه بسیار احترام برانگیز و افتخار آفرین باشند. اما شخصیت‌های کاریزما، مقدسند، یعنی نقد ناپذیرند و اگر نقد شوند، ممکن است نقد کننده با اهانت و خشونت روبه‌رو شود. مثلاً وقتی می‌‌گوییم علی دایی سرمایه نمادین ورزش ماست، به این معنی نیست که مقدس است. یعنی ما ضمن احترام و احساس افتخار نسبت به علی دایی، البته او را نقد هم می‌کنیم و هیچ‌گاه دستش را به نشانه تقدس نمی‌بوسیم.

فرق جامعه مدرن با سنتی در همین‌جاست. در جامعه سنتی سرمایه نمادین انسانی، به سرعت به کاریزما و تقدس گرفتار می‌شود. در‌حالی‌که در جامعه مدرن ممکن است انبوه سرمایه‌های نمادین تولید شود بدون آن‌که مقدس باشند. متأسفانه وقتی سرمایه‌‌های نمادین به شخصیت‌های کاریزما و مقدس تبدیل می‌شوند ممکن است در آن‌ها ظرفیت تخریبی ایجاد شود. مثلا صدام حسین یک سرمایه نمادین برای عراقی‌ها بود، که به علت مقدس شدن، دیگر قابل نقد نبود و علی رغم تلاش‌های گسترده‌ای که برای شکل دهی یک عراق مدرن و قدرتمند کرد اما از مرحله‌ای به بعد آسیب‌های جبران ناپذیری به کشور و ملت خویش زد.

 

چ)‌ سرمایه‌نمادین، ضرورت آینده توسعه در ایران

ایران کشوری است که دیگر نمی‌تواند به نفت تکیه کند. منابع طبیعیِ دیگرِ ما نیز رو به انتهاست. نزدیک به ده میلیون بیکار آشکار و پنهان داریم و سالیانه نیز یک میلیون نفر به تعداد متقاضیان کار ما افزوده می‌شود. در‌حالی‌که پیش‌بینی می‌شود در بهترین حالت بتوانیم سالی ۷۰۰ هزار اشتغال جدید ایجاد کنیم. بنابراین اگر کار جدی‌ای نکنیم، به سرعت فقیر می‌شویم. ما چاره‌ای نداریم که برای توسعه آینده خودمان بر صنعت توریسم تکیه کنیم. ما جزء ده کشور اول در زمینه دارا بودن آثار باستانی و تاریخی و جاذبه‌های گردشگری هستیم. البته صنایع دانش‌محور نیز جزء لاینفک توسعه آینده خواهد بود، اما گردشگری، دستکم در کوتاه ومیان مدت، می‌تواند سهم موثر‌تری داشته باشد. به گمان من نه تنها آینده جامعه ایران حتی آینده نظام سیاسی به توانایی ما برای گسترش صنعت توریسم گره می‌‌خورد. البته فرصت‌های دیگری نیز هست. مثلاً ما می‌توانیم یکی از مراکز عمده تولید انرژی خورشیدی در دنیا بشویم. اما هر کار دیگری برای جهش اقتصادی ما نیازمند چند دهه سرمایه گذاری‌های سنگین است، که فعلاً دست‌کم تا بیست سال آینده برای ما مقدور نیست. بعد از آن نیز دیگر احتمالاً نفت ارزش اقتصادی زیادی نخواهد داشت.

بنابراین از این پس نباید اجازه دهیم که هیچ سرمایه نمادین بالقوه‌ای از دست ما برود. اگر در وسط شکارگاه خسرو در کرمانشاه حوزه علمیه ساخته‌ایم باید تخریب کنیم و شکارگاه را احیا کنیم. باید برای تبدیل تمام امام‌زاده‌های کشور به جاذبه‌های گردشگری فکر کنیم. باید مقبره‌ هارون‌الرشید در مشهد را احیا کنیم و آن را به جاذبه‌ای توریستی برای یک میلیارد مسلمان اهل سنت تبدیل کنیم. باید مقبره خواجه نظام الملک و ملک‌شاه سلجوقی را در اصفهان به سرمایه نمادین تبدیل کنیم. می‌توانیم امکان بازدید توریست‌های خارجی از حرم امام رضا (ع) و مقبره امام خمینی و سایر بقاع مذهبی را فراهم کنیم. باید در کویرهای‌مان کمپ‌های توریستی ایجاد کنیم و هزاران علاقه‌مند به شب‌های کویر را از دور دنیا جذب کنیم؛ باید سقاخانه‌های محلات را احیا کنیم؛ باید برج‌های کبوتری را به‌عنوان یکی از منحصربه‌فرد‌ترین صنایع تاریخی ایران به شهرت جهانی برسانیم. باید لباس‌های محلی و مراسم سنتی فرهنگ‌های مختلف ایرانی به‌ويژه موسیقی آنان را احیا کنیم و خیلی کارهای دیگر.

امارات متحده یکی از کشورهایی است که در تولید سرمایه نمادین بسیار موفق عمل کرده است. جزیره نخل یا برج العربیه دو سرمایه نمادین امارات هستند، که به شدت سرمایه‌های اقتصادی و انسانی را به سوی امارات جذب کرده‌اند. این کشور حتی بسیاری از نمادهایی که به سرمایه تبدیل کرده است را به نوعی کپی برداری یا اقتباس کرده است. مثلاً با ساختن منطقه‌ای با معماری بادگیر‌های یزد، و تبلیغ وسیع جهانی در مورد آنها، نماد بادگیرها را به عنوان نمادی بومی معرفی کرده است و اکنون در دور دنیا، هر کس که با معماری ایران آشنا نباشد، وقتی پوستر بادگیرهای یزد را می‌بیند می‌گوید اینجا دبی است.

 

ح) لزوم صیانت از سرمایه‌های نمادین

متاسفانه هم حکومت‌های ایران سرمایه‌های نمادین را تخریب می‌کرده‌اند و هم مردم ما بیش از آن‌که اهل ساخت باشند اهل تخریب این سرمایه‌ها بوده‌اند. مثلا بخش بزرگی از آثار معماری دوره صفوی به دستور حاکمان محلی قاجاران نابود شده است؛ یا این‌که مردم ما فقط بر روی آثار باستان یادگاری نمی‌نویسند بلکه با تولید جوک و شایعه بر علیه شخصیت‌هایی که می‌توانند سرمایه نمادین باشند، آن‌ها را نابود می‌کنند. ما در جامعه جهانی بلند نخواهیم شد مگر آن که بتوانیم دست از تخریب سرمایه‌های نمادین خود برداریم. حتی افرادی که دوستشان نداریم ولی به طور بالقوه می‌توانند نقش نمادین بازی کنند را نباید تخریب کنیم. من به عنوان کسی که از همان آغاز منتقد سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد بوده‌ام و آن‌ها را برای آینده ایران خطرناک می‌دانسته‌ام،‌ همیشه مراقب بودم که ایشان را تخریب نکنم. چرا که سرمایه‌های نمادین از نظر ارزش‌های اخلاقی خنثی هستند یعنی خواه تالار بزم پادشاهان صفوی در کاخ چهلستون اصفهان باشد یا عبادتگاه شاه نعمت‌الله ولی در ماهان، یا زندان اسکندر در یزد، سرمایه نمادین هستند و باید حفاظت شوند. از نگاه توسعه، نه خاتمی باید تخریب شود و نه احمدی‌‌نژاد،‌ چرا که هر کدام از این‌ها در لحظه‌ای از تاریخ ‌آینده ما می‌توانند نقش‌های مهمی بازی کنند. از حوادث دی‌ماه گذشته درس بگیریم و یادمان نرود که جامعه‌ی فاقد سیاستمداران نمادین یا جامعه‌ای که شخصیت‌های نمادینش منفعل یا دست بسته باشند، جامعه‌‌‌ای ژله‌ای خواهد بود که در یک لحظه‌ تاریخی ممکن است یک دلقک بتواند از آن سوی آب‌ها آن را دستخوش بی‌ثباتی کند.

 

خ) کارکرد سرمایه‌های نمادین در بحران

شخصیت‌هایی که سرمایه‌های نمادین هستند در دوران ثبات، نه تنها موجب انباشت بقیه سرمایه‌ها می‌شوند، بلکه منشاء تحولات آرام و اصلاح‌گرانه نیز می‌باشند. اما نقش مهم این سرمایه‌ها در دوران بی‌ثباتی و تنش است که می‌توانند وسط بیایند و مانع گسیختگی اجتماعی و سیاسی شوند. به گمان من اگر سوریه فروریخت به علت ناتوانی جامعه سوریه در تولید سرمایه‌‌های نمادین ملی بوده است. اگر تعدادی چهره نمادین ملی در درون جامعه سوریه وجود داشت آن‌ها می‌توانستند به عنوان نماینده جامعه با حکومت مذاکره کنند و نگذارند سوریه وارد جنگی ویرانگر شود و وقتی هم وارد جنگ شد با مذاکره، مانع طولانی شدن آن شوند. اکنون اما بیش از هفت سال است که سوریه در آتش جنگ می‌سوزد و هنوز گروه‌های معارض دولت سوریه نتوانسته‌اند بر سر انتخاب یک رهبر به تفاهم برسند. یعنی بشار اسد به علت موقعیت سیاسی خود به‌طور طبیعی در آن بخش از جامعه که طرفدار حکومت بود سرمایه نمادین محسوب می‌شد، اما متاسفانه در بخش دیگر جامعه که مخالف حکومت بود کسی نبود که در موقعیت سرمایه نمادین ملی، با حکومت مذاکره کند و برای توقف درگیری‌ها تفاهم کند و جامعه نیز به تفاهم آنها احترام بگذارد.

 

د) جمع‌بندی

در واقع سرمایه‌های نمادین مانند عمود خیمه، بخش‌های مختلف جامعه را منسجم و عقلانی نگاه می‌دارند. بنابراین سرمایه‌های نمادین بالقوه و بالفعل را نباید تخریب کنیم، حتی اگر رقیب ما باشند، چون فرصت‌های زیست مسالمت‌آمیز جامعه محدود می‌کنیم. پیامبر اکرم وقتی مکه را فتح کردند، نگذاشتند ابوسفیان به‌عنوان سرمایه نمادین قریش تخریب شود و خانه او را محل امن قرار دادند که هر کس به آن‌جا برود در امان است. فدایش شوم که ضمن آن که مهربان بود و خُلق عظیم داشت، بی‌آن‌که مکتب دیده و خط نوشته باشد، به گونه‌ای رفتار می‌کرد که گویی خیلی از نظریه‌های علمی امروز سیاست و جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی را می‌دانست.

و البته همه این‌ها را گفتم که بگویم اکنون پیکر رضاشاه نه تنها بخشی از تاریخ ایران است، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک سرمایه نمادین تاریخی، در آینده یک جاذبه جهانی توریستی برای ما ایجاد کند؛ همان کاری که مقبره استالین در روسیه می‌کند. امروز سربه نیست کردن پیکر رضا‌شاه هیچ تفاوتی با تخریب شبانه تخت جمشید ندارد و اگر چنین کنیم تاریخ درباره ما همان قضاوتی را خواهد کرد که درباره ظل‌السلطان (پسر ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان) کرد که از روی حقارت و کینه‌توزی دستور داد بسیاری از آثار معماری صفویه بویژه کاخ آیینه‌خانه، که به فرمان شاه عباس دوم برساحل زنده رود ساخته شده بود، تخریب شود.

محسن رنانی
 ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

 Pavillon of Aynekhane outside perspective by Pascal Coste

تصویر کاخ آیینه‌خانه بر ساحل زنده‌رود در دوره محمدشاه قاجار

 

[1]. Pierre Bourdieu

[2]. Thorstein Veblen

 

پیوندهای مرتبط:

ایسنا

عصر ایران

خبرآنلاین

 

برچسب ها: سرمایه نمادین

نظرات  

0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)محمود 1397-02-29 11:47
با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرانقدر جناب آقاي رناني حظ كافي از قلم شيواي تان برديم. سرافراز باشيد.
نقل قول
-2 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-13 23:14
سلام
دوستداران ایران و ایرانی لطفا سرفصل های ذیل را در رابطه با رسیدن به آنچه که می تواند باعث شناخت بیشتر از فضای جغرافیای سیاسی منطقه ایران و پیرامون در گذشته و حال بشود را به انصاف و با دیدگاهی آزاد و غیر جانبدارانه مطالعه نمایند.
۱_بهاییان و شروع سلطنت پهلوی
۲_بهاییان و دوام سلطنت پهلوی
۳_بهاییان و تقدس بخشیدن و تطهیر سلطنت پهلوی
۴_عقاید بهاییان و مطالبات روشنفکران سنتی و مدرن
۵_بهاییان و اسلام و خصوصا تشیع
۶_توالی شکل گیری پهلوی ، آل سعود امروزی و اسراییل و نقش بهاییان در زمینه سازی این رخداد ها
۷_ارتباط بهاییان و اسراییل
۸_ بهاییان و انقلاب اسلامی
۹_ ارتباط بهاییان و انگلیس
عزیزان لطفا اگر منابع رسمی تاریخی از آنچه که انگلیس در ارتباط با شکل گیری پهلوی در اسناد رسمی خود منتشر نموده ، پیدا کردند اطلاع دهند.با تشکر
صد البته جواب به این پرسش که تکریم جسد پهلوی با توجه به موضوعات فوق خصوصا موضوع شماره ۳ آیا عقلانی است یا خیر ؟ آشکار خواهد شد.
نکته : دوستان لطفا از ابراز نظرات غیر علمی و احساسی جهت بقای فضای گفتگوی سازنده پرهیز نمایند .
نقل قول
+1 # سرمایه نمادینمحمدی 1397-02-13 14:58
با سلام و عرض تبریک فرا رسیدن هفته معلم به شما استاد و معلم روشنفکر.
بسیار زیبا و آموزنده بود .به عنوان یک معلم ،لذت بردم از این نوشته جنابعالی.کاش گوش شنوایی بود و مرد عملی برای اجرایی کردن این پیشنهادها و راهکارهای شما.جنابعالی هم جز سرمایه های اجتماعی و سیاسی ایران عزیز هستید.موفق و سربلند باشید
نقل قول
-2 # ادامه جسد رضا خانعلی اکبر توکلی 1397-02-12 18:39
‏7)‏ این نکته که جناب رنانی بیان فرمودند تصمیم بر تحویل جسد به موزه نشانه نترسیدن نظام ‏است...یعنی آیا عدم چنین تصمیمی به معنای ترسیدن است؟؟ و طبیعتا ترس هم به نحوی ‏ناشی از خطا کاری است. و آیا در صورت عدم اخذ چنین تصمیمی ایشان ناخواسته تطهیر رژیم ‏سابق را بیشتر تقویت نکرده اند؟؟ آیا فقط بحث ترس است یا بسیاری از مولفه های دیگر هم در ‏این تصمیم دخیل است و اصلا بحث ترسیدن یا نترسیدن نیست؟
‏8)‏ آیا ارتباط اقای منتظری و مصدق با این انقلاب قابل مقایسه با رابطه شاه با این انقلاب هست؟؟ و ‏اگر نیست آیا باید یکسان در موردشان تصمیمی گیری کرد؟
‏9)‏ ایا استفاده از چنین شخصیتی به عنوان سرمایه نمادین زمینه ساز این نمی شود که به مرور زمان ‏این توقع در داخل کشور ایجاد شود که برای مثال شخصیت های بسیار فاسدخارج از کشور(اما ‏مطرح) به عنوان یک سرمایه در داخل کشور تدفین شوند و در هر حال در طی زمان اینها ‏الگویی بشوند برای جوانان و ...؟
وبرخی سوالات دیگر...مطمئنا سوالات حقیر هم جای نقد دارد..پوزش می طلبم از اینکه به دلیل ‏کسالت فرصت نکردم حتی یک بار متنی را که نوشتم بازخوانی کنم.....ارادتمند
نقل قول
-2 # ادامه جسد رضا خانعلی اکبر توکلی 1397-02-12 18:38
‏‏4)‏ آیا ما ایرانی ها که بعد از انقلاب از هیچ کدام از سرمایه های نمادین خودمان که حتی در انقلاب ‏و جنگ و ... زحمت ها کشیدند و در اخلاق و دین و انسانیت هم از بهترین ها بودند هیچ بهره ‏ای نبردیم و حتی انها را تخریب نیز کردیم حال می خواهیم از رضا خان که همه سرمایه های ‏نمادین که در طول چند دهه گذشته داشته ایم بخاطر مبارزه با او تبدیل به سرمایه نمادین شدند ‏بهره ببریم؟؟ آیا مرد این بهره بردن هستیم یا با تصمیم بر دفن او هیچمدام از منافعش نصیبمان ‏نخواهد شد و در حد شعار باقی خواهد ماند و فقط تبعاتش نصیبمان خواهد شد؟
‏5)‏ در صورت تصمیم بر حفط جسد محاسن آن چیست ممکن است علاوه بر بحث سرمایه نمادین ‏دهها محاسن دیگر نیز بتوان بر شمرد و... حال ایا معایب این تصمیم نیز کاملا به حساب آمده؟ ‏حال محاسن ان بیشتر است یا معایب آن؟؟
‏6)‏ نظر بنیان گذار این انقلاب در خصوص این تصمیم چیست؟ پاسخ این سوال را به راحتی می ‏توان از لابلای بیانات رهبر کبیر انقلاب امام خمینی ره بیرون کشید!‏
نقل قول
-2 # جسد رضا خانعلی اکبر توکلی 1397-02-12 18:36
‏2)‏ آیا تصمیم به سپردن جسد رضا شاه به موزه همان معنایی را به ذهن عامه و قاطبه مردم متبادر ‏می کند که به ذهن جناب دکتر رنانی متبادر شده است یا خیر تحلیل مردم نسبت به موضوع ‏بسیار متفاوت خواهد بود به عبارتی شاید بتوان گفت جناب رنانی به دلیل برخورداری از دیدی ‏روشنفکرانه و مطالعات علمی و تاریخی یک برداشتی از این موضوع دارند و مردم نیز به دلیل ‏نداشتن همان تفکر از نوع دکتر رنانی برداشتی دیگر دارند که ممکن است برداشت مردم تبعات ‏مناسبی نداشته باشد؟
‏3)‏ آیا در ذکر مصادیق تاریخی شأن آن حادثه تاریخی و مقتضیات و هزاران دلیل که منجر به تصمیم ‏‏(برای مثال از طرف پیامبر اکرم) خاصی در آن زمان شده است لحاظ شده است؟ آیا آن دلایل و ‏مقتضیات امروز هم وجود دارد؟ آیا آن تصمیم تاریخی قابل تطبیق و قیاس با وضعیت فعلی ‏هست؟؟ اصلاچرا خیلی زود به یک یا دو مصداق اکتفا می کنیم شاید مثالی که مد نظر ما هست ‏از استثنائات است در سایر موارد مشابه در طول تاریخ بزرگان دینی چه تصمیمی گرفته اند؟ برای ‏مثال ممکن است در اوج عزت اسلام گفته شود اظهار نظر همه ادیان و فرق و مذاهب آزاد است ‏اما در دوره ای که اسلام بنا به دلایلی مورد هجمه قرار گرفته و تضعیف گشته و بیم بر تخریب ‏بیشتر آن می رودآیا موافقت با بیان آزاد برخی مسائل موجب آسیب بیشتر نمی شود؟ برای مثال ‏در برهه کنونی که متاسفانه عملکرد بد مسئولین در چند دهه گذشته موجب کاهش باور مردم ‏نسبت به شعارهای انقلاب شده شده است و اکنون بسیاری از جوانان رژیم سابق را تطهیر نمایند ‏آیا تصمیم به حفظ جسد به نحوی موجب تقویت این تطهیر ها نخواهد شد؟ ایا در وضعیت ‏کنونی تصمیم سنجیده ای خواهد بود ؟ ‏
نقل قول
-1 # جسد رضا خانعلی اکبر توکلی 1397-02-12 18:36
ضمن تشکر از جناب دکتر رنانی که مشخص است نگاه ایشان نسبت به موضوعات کاملا از روی دلسوزی و ‏بی غرضانه است (فارغ از قابل نقد بودن یا نبودن، البته اینجانب دقیقا سه روز است که از طریق یک کلیپ ‏مناظره با نام ایشان اشنا شدم) ‏
اینجانب به دلیل عدم اشراف کامل نسبت به این موضوع و عدم مطالعات تاریخی کامل بر جهل خویش ‏اعتراف می کنم و البته همچنین به علت نداشتن فرصت کافی برای تفکر و تجزیه و تحلیل جوانب مختلف ‏موضوع برای حصول به یک نتیجه نسبتا معقول و منطقی، نفیا و اثباتا اظهار نظری نمی کنم صرفا سوالات و ‏ابهاماتی فی البداهه به ذهنم رسید که فکر می کنم باید پاسخ منظقی برای آن بیابیم(هر چند از محتوای ‏سوالاتم خواننده ممکن است قضاوت کند با نظر جناب دکتر مخالف هستم):‏

‏1)‏ آیا به نظر نمی رسد که جناب رنانی عزیز به دلیل حوزه تخصصی خودشان که مباحث اقتصادی ‏می باشد کلیه مسائل را صرفا از منظر اقتصادی و شاخص های مرتبط با توسعه اقتصادی تحلیل ‏می کنند(و اگر هم نخواهیم بگوییم صرفا، حداقل این نکته محرز است که نگاه اقتصادی نسبت ‏به موضوعات مختلف در ایشان غالب است و لذا محصول تحلیل شاید از آن میوه هایی باشد که از ‏یک ویتامین برخوردار است نه سرشار از ویتامین ها و مواد مغذی ) و جای یک تحلیل همه جانبه ‏نگر (لحاط مسائل فرهنگی، مذهبی، تاریخی، اجتماعی و...)خالی است.‏
نقل قول
+2 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)محمد 1397-02-12 16:57
این هم فرصتی بود سوزاند. نسل سوز یو فرصت سوزی از شاهکارهای این کشور است.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)سیاوشگرد 1397-02-11 19:42
جناب رنانی، نتیجه صرف وقت در نگارش مقاله خود و انعکاس وسیع آن در رسانه های متعهد تر داخلی و در فضای مجازی را دیدید. موزه که نه، در هر محلی، حتی در آلاشت که جنازه منتقل و دفن مجدد می شد در اوضاع نابسامان کنونی، محلی می شد برای حضور اعتراضی بخش هایی از جامعه و تشدید درگیری های متعاقب، پس صرف نظر از قیاس شخصیتی،تقریبا" کاری شد که با جنازه معمر قذافی شد و در زمانی نامشخص که تعداد محدودی می دانستند در گوری صحرایی و بی نام و نشان دفن شد. حرفها،مقتضیات زمان-مکانی دارند و هر حرفی را نباید در هر زمان مکانی زد شاید که نامناسب ترین انتخاب باشد، از حیث شنوندگان،خوانندگان و مفسران حرف. برخی تحلیل ها،نصایح یا توصیه ها فارغ از عنصر زمان-مکان هستند که عموما" اخلاقیات اند یا زیبایی شناسی های انتزاعی و عام.توصیه هایی که به شدت زاویه دارند با حرف و نظر بیان شده یا نشده حاکمان و قدرت مداران هر عصر را باید چون حافظ با رندی بیان کرد و در پس پرده و لفاف چندین تعبیر و تفسیر،تا مبادا به تریج قبای کسی برخورد.دلسوزان خواهان تغییرات خلق الساعه و آنی در اجتماعاتی نابسامان به سبب داشتن اختلاف فاز عمیق با درک و فهم عوام و فراتر از آن میل و خواست نهانی حاکمان، معمولا" با موقعیت هایی این چنینی مواجه می شوند و با دردی جانکاه و جانسوز که امثال هدایت،مصدق،ساعدی،شریعتی، طالقانی و شماری دیگر متفکر و مصلح نامدار و بی نام درگذشته و حاضر این کهن دیار در مواجهات خاص خود با آن رو در رو شده و به نوعی تا پایان عمر خود با زمانه و مردمانی ناسازگار و کج اندیش در سازش و ستیزی مدام و پر فراز و نشیب بوده اند.زیبایی عمر محدود انسان نیز شاید به همین ها باشد.حق نگهدارتان باد ...
نقل قول
+4 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)رضا 1397-02-10 11:46
از خدای بزرگ خواهانم که اشخاص گرام مثل جناب اقای دکتر رنانی و خانواده ایشان سلامتی و موفقت عنایت فرماید و نیز به همه جهانیان نیز ...
نقل قول
-1 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-09 19:21
سلام دوست گرامی رضا:
۱_راجع به قسمت اول مطالب شما قبلا توضیح داده شده است که آقای دکتر رنانی در صحبت های خود رفتار پیامبر با ابوسفیان را بعنوان مثال آورده اند و دیگران را دعوت به رفتاری نظیر پیامبر ص کرده اند که جواب های داده شده توسط من بر همین مبنا و آشنایی ایشان و شما با الگوی رفتاری پیامبر ص با اشخاصی نظیر ابوسفیان و یا در موقعیت های مشابه بوده است.
۲_ ضمن احترام به موقعیت علمی دکتر رنانی ؛ بعید می دانم ایشان جامعه شناس باشند و تخصص علمی ایشان علم اقتصاد می باشد. نظرشان نیز از منظر اقتصادی می تواند مورد بحث و توجه باشد ولی دیدگاهی جزئی و سلیقه ای است و فاقد دیدگاهی ترکیبی و همه جانبه نگر .
۳_سرمایه های نمادین و سایر پتانسیل های اقتصادی ، فرهنگی و ...زمانی می توانند در بستر اقتصادی نقش ایفا نمایند که برای سرمایه های دیگر و ارزشهای انسانی و اخلاقی و حتی ایدئولیژیکی هر جامعه ای هزینه نداشته باشند یا حداقل فایده آنها به هزینه شان بچربد .نظیر رفتار غرب با سرمایه های انسانی و محیطی داخلی یا خارجی که گاها ایدئولوژی آنها را تهدید می کنند .آیا تحریم مکان ها دارای منافع مادی برای غرب بوده یا آنها را از ظرفیت بازارهای این مکان ها در مقایسه با سایر رقبا محروم ساخته است؟چرا غرب بی خیال پتانسیل های مادی موجود در این مکان ها شده است ؟
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)رضا 1397-02-09 13:43
‌آرامگاه رضا شاه به مزار و حرم و طلا و نقره احتیاجی ندارد،
تا وقتی دانشگاه تهران پا برجاست
تا وقتی راه آهن پا برجاست،
تا وقتی تخت جمشید مایه بهت بیگانگان است،
تا وقتی فروردین تا اسفند در تقویم ایرانی است،
تا وقتی پایه های پل ورسک همچنان استوارند...
رضا شاه زنده است
نقل قول
+1 # مقایسه عجیبرضا 1397-02-09 08:51
در پاسخ دوستی که فرمودن پیامبر مسجد ضرار و نمادهای بت پرستی تخریب کردند باید گفت :حاجی خیلی جو گرفتت فکر کردین شما فرستاده خداوند در عهد اسلام هستید که دلایل از تاریخ اسلام میارید و با رفتار پیامبر مقایسه می کنید رفتارهای خودتون؟؟
شما رویه های عصر شتر میخایید تو عصر موتور پیاده کنید و اجتماع بدوی و عقب مونده اون عصر با این عصر مقایسه می کنید؟!
آقای دکتر رنانی با توجه به جامعه شناسی و منافع اقتصادی و مقتضیات این عصر که جوامع باید از کوچکترین پتانسیلهای گردشگری و سرمایه های نمادین حمایت بشه صحبت می کنند شما از تفکرات پوسیده و ادئولوژیک واپس گرا دم می زنید...
وقتی شماها در تمام علوم دانای کل میشید همینه اوضاع ایران و ایرانی...
نقل قول
-2 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)عزیززاده 1397-02-09 07:44
آقای رنانی. اسم رضاشاه را کسی از تاریخ ایران پاک نکرده است نه در کتابهای درسی و نه در کتابها و روزنامه های کشور. دوم اینکه هنوز معلوم نیست این مومیایی مال اون بنده خداست. سوم این که کسی از رضاشاه نمی ترسد که اگر می ترسید کاخ و دفتر کارش را نمی گذاشت موزه شود. سوم این که پیشنهاد شما در مورد احیای قبر هارون الرشید آنقدر غیرقابل هضم و عجیب است که نشان می دهد بدون تفکر و تامل و با احساسات توسعه گرایانه این متن را نوشته اید.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)حق الناس 1397-02-09 02:24
خدایا در جمهور اسلامی از سهم حق الناس بیت المال و ثروت ملی عموم مردم، 45 هزار تومان به نام یارانه میدهند، ولی ماهانه 50 هزار تومان مالیات به اسم بر ارزش افزوده میگرند از فقرا و بیکاران و نیازمندان!، و دولت اعتدالی-اصلاح طلب، این یارانه را از حق الناس را گداپروری می گوید و به ما فقرا اهانت می کند/ خدایا شاهد هستی و تقاص ما مظولمان کی میگری از این ظالمان می گیری؟!
(چند غلط تایپی ویرایش شد. کامنتی در سایت
fardanews.com/fa/news/806209)
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)رحيمي 1397-02-09 00:55
مفيد و اموزنده بود. اميد ملت هستن افرادي مث شما اقاي رناني
نقل قول
0 # با پیکر رضا شاه چه کنیمقاسم پیشه 1397-02-09 00:21
سلام جناب رنانی عزیز
در طول تاریخ نخبگان و بزرگان کشور، بر حسب ضرورت،دست به قلم بردند و یا با سخنرانی، مرد زمانه خویش، آگاهی رساندند. در آگاهی رسانی،نوشتن و مستند کردن ازجمله سخت ترین آنهاست که جنابعالی بر آن همت نهادید و به درستی وبا نگاه توسعه ای، به مقاله انگاشته اید، صرف نظر از بعضی انتقادهای سبک و ضعیفی که انجام گرفت و آنهم بر هر نوشته علمی وادبی و سیاسی و... به دلیل نوع نگاه و درک و فهمم موضوع و سلایق، امری طبیعی است، بسیار ضروری،بجا و دلسوزانه انشاء فرمودید. که از این بابت و مثل نوشته های گذشته،حتی بیشتر لذت بردیم. انشااله تصمیمات بالغ تری نسبت به زمان شور که امروز بیشتر به شعور محتاجیم اتخاذ شود.و از شما سپاسگزاریم
نقل قول
-1 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-08 19:44
فرخی یزدی، کمال الملک ، میرزاده عشقی ، واعظ قزوینی ، دکتر تقی ارانی ، مدرس ، شهدای مسجد گوهرشاد و زخمی های این واقعه که زنده بگور شدند و هزاران نفر دیگر بخشی از تاریخی هستند که متعلق به سرزمین ایران است ولی یک شخصیت تاریخی دیگر که توجه به جسدش را تکریم تاریخ می دانیم در تبعید یا قتل این اشخاص البته به دستور اربابان انگلیسی اش مستقیما دخالت داشت . کاش نگاهمان به تاریخ و وقایع آن و تکریم آن ابزاری و سلیقه ای نباشد و وجدان انسانی خودمان را حداقل قاضی قرار دهیم.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)علي 1397-02-08 10:49
سلام
آقاي رناني عزيز در نوشتار شما سراسر درج مثال هاي تاريخي و عبرت آموز بوده و از اين نشانه ها كساني مي آموزند كه عقگرا باشند و نگاهشان رو به جلو . استاد عزيز در حالي نگاه حاكميت واپسگراست و به ١٤٠٠ سال قبل و دگم و مخالف علم مي باشند .
يك ملت دارد به حاكميت مي گويد راه تان در حكمراني اشتباه ست ولي چون خود را نماينده خدا مي دانند مي پندارند كه اكثرهم لايفهمون . حقيقتا نگران انفجار داخل و تجزيه كشورهستم . در بين اينها به نظر مي رسد آقاي جوادي آملي يك چيزهايي فهميده و در اظهارات اخيرش نمايان بود .
اما شما حسب جايگاه علمي تان وظيفه داريد شجاعانه روشنگري نمايد كمااينكه تاكنون اينطور بوده اما تعداد شماها كم هست در كنار شما آقايان سريع القلم و زيباكلام و ... فقط هستند در حالي كه بقيه مي دانند ولي شجاعت شماها را ندارند . شماها با نوشتن اين مطالب كه اثرش از تفنگ بيشتر است در واقع چوبه دار را همانند منصور حلاج به دوش مي كشيد اين صفت به تنهايي بسيار ارزشمند است زيرا نخبگان واقعي كساني هستند كه جانشان را براي اهدافشان فدا مي كنند و اين در تاريخ ماندگار خواهد بود و معلمي شما در روح جامعه آينده جريان خواهد داشت . پاينده باد ايران عزيز در مقابل خائنين
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)پاکابارا 1397-02-08 06:31
توصیه اکید نوشتارهای "پاکابارا" را مطالعه فرمایید. فقط سرچی زحمتش است.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)حسین 1397-02-07 23:53
سلام رنانی عزیز
از نوشته و روشنگری شما بسیار لذت بردم خیلی دوستت دارم اینم آدرس اینستاگرام بنده که شما و همراهان گرامی تمایل داشتند حمایتم کنید
h_Mohammad. Ir
نقل قول
0 # بازنشسته و دانشجوعلي 1397-02-07 19:50
با سلام و احترام
تحليل شما از منظر جامعه شناسي تاريخي و پيوند آن به توليد ثروت ملي در ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي ، نظامي و .....موشكافانه و كم نظير و عقلاني بوده و اميد آن است نخبگان اجرايي پيوند خود را با نخبگان علمي و دانشگاهي بطور سيستمي برقرار و از محصولات اين مراجع علمي و دانشگاهي تغذيه نمايند. شاد و سالم باشيد تا بتوانيد با توليد علم روند توسعه كشور را سرعت بخشيد.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)زینال بندری 1397-02-07 14:32
با سلام
اگر تنها فکر کردید که آقایان به پیکر رضا شاه احترام میگذارند پس شما در حتی شناخت این آخوندها هم خیلی آماتور بوده و هستید، اینها از اسم اون بنده خدا میترسند...
نقل قول
0 # با تاریخ رضا شاه چه کنیم؟کمالی نژاد 1397-02-07 12:09
‌آرامگاه رضا شاه به مزار و حرم و طلا و نقره احتیاجی ندارد،
تا وقتی دانشگاه تهران پا برجاست
تا وقتی راه آهن پا برجاست،
تا وقتی تخت جمشید مایه بهت بیگانگان است،
تا وقتی فروردین تا اسفند در تقویم ایرانی است،
تا وقتی پایه های پل ورسک همچنان استوارند...
رضا شاه زنده است
نقل قول
0 # با سلام تمام مطالب بسیار عالی و جامع در واقع عین حقیقت میباشد.بایستی در طرز تفکر و دیدمان تجدید نظر کلی داشته باشیم .فرامرز 1397-02-07 09:36
با پیکر رضا شاه چه بکنیم.
نقل قول
+1 # به یزدان که گر ما خرد داشتیم ، کجا این سر انجام بد داشتیمعلی 1397-02-07 01:52
در این خاك زرخیز ایران زمین ، نبودند جز مردمی پاك دین / همه دینشان مردی و داد بود ، وز آن کشور آزاد و آباد بود
پدر در پدر آریایی نژاد ، ز پشت فریدون نیکو نهاد / بزرگی به مردی و فرهنگ بود ، گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما ، که شد مهر میهن فراموش ما / که انداخت آتش در این بوستان ، کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟ ، خرد را فکندیم این سان زکار / نبود این چنین کشور و دین ما ، کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که گر ما خرد داشتیم ، کجا این سر انجام بد داشتیم / بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم ، برون سر از این بار ننگ آوریم

استاد گرانقدر ضمن سپاس از تحلیل بسیار زیبا و کارشناسی شما

هزاران افسوس که عقلانیت در جامعه ایرانی جای خویش را به کینه بیهوده داده است

رضا شاه بزرگ بد یا خوب قسمتی از تاریخ این ملک است ، و دوره ای زمامدار این کشور بوده است ، تحت هیچ شرایطی حضور وی را نمیتوان کتمان کرد ؛ کارهای خوب و بد بسیاری انجام داده است , و صد درصد معصوم و جایز الخطا نبوده است
بدور از هر تعصبی جای آن دارد که جنازه وی با عزت و احترام به خاک سپرده شود
و همانطور که شما فرمودید از این اتفاق به عنوان یک فرصت برای پیشرفت و توسعه کشور استفاده شود
نقل قول
+1 # با سلام و احترام، عاليستسعيد نعمت زاده 1397-02-06 23:45
هميشه از مقالات شما، بسيار ياد گرفتم و انصافا با آنكه بيش از ٢٠ كتاب مرجع در خصوص تاريخ پهلوى خوانده ام و در خصوص رضاشاه نقدهاى بسيارى ميباشد و كتاب"ايران بين دو انقلاب" دكتريرواندآبراهاميان استاد سابق دانشگاه آكسفورد از بهترين آنها بود. لكن بايد طبق نگارش صحيح شما از رضاشاه به عنوان يك سرمايه نهادين در تاريخ معاصرمان بهره برد.
ضمنا از كم لطفى عزيزانى كه شما را به مطالعه دعوت مى نمايند و چنين بى اطلاع مى نويسند در عجبم!؟ ،،،
همواره به وجود انديشمندانى نظير شما افتخار ميكنم و آرزوى سلامتى و توفيق برايتان ،،،
نقل قول
0 # سپاسشعله 1397-02-06 23:18
استاد عزيز
افتخار مى كنم كه هموطن شما هستم
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)امیر عباس 1397-02-06 21:58
خیلی عالی نوشتید .بسیار اموزنده و بجا بود.امیدوارم مسئولان لمر این توصیه های مشفقانه رو جدی بگیرند و از اشتباهات ویرانگرشان بکاهند.
نقل قول
0 # سپاسشعله 1397-02-06 21:26
استاد عزيز
بسيار عالى بود. افتخار مى كنم كه هم وطن شما هستم.
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-06 18:36
در پاسخ به این اظهار نظر محمد:
در پاسخ به این اظهار نظر هادی:
آقای رنانی سلام ، سرنوشت ابوجهل و برخورد پیامبر ص با بدن او پس از جنگ بدر می تواند برای جنابعالی و پیروانتان در رابطه با برخورد با این موارد آموزنده و عبرت انگیز باشد . لطفا بیشتر مطالعه نمایید .

نه اینجا ابوجهل هست و ابوجهل سان ، و نه پیامبر(ص) هستند و پیامبرسان. پس قیاس جایی ندارد!

سلام
مقاله آقای رنانی یا حداقل نتیجه گیری ایشان را لطفا مطالعه نمایید . در بیان ایشان تاسی به رفتار پیامبر ص در برخورد با ابوسفیان مورد توجه قرار گرفته است که پاسخ ایشان بر همین مبنا داده شده است .
نقل قول
0 # موانعمحمد حسين نورشاهى 1397-02-06 18:26
متاسفانه تندورى هاى چهل ساله
به گونه اى بوده أست كه تجديد نظر
در ان بسيار حساس وخطرناك شده
است ونيازمند چند دهه تلاش با شيب
ملايم أست
نقل قول
+2 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)مالک عباسی 1397-02-06 15:31
به کشورم افتخار میکنم که انسانهای شریف و دانشمندی مثل شما دارد وایکاش از این دانش استفاده میکردند
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)azim 1397-02-06 14:54
باسلام من بااین مطلب عالی شما وسایرمطالب زیبایی که قبلا ازشماخوانده ام ودر سراسرآنها فقط دلسوزی ودل نگرانی شما استادعزیز از آینده وسرنوشت ایران عزیز باچاشنی عقلانیت وارایه راهکار موج میزند باور دارم که شما نیز ازسرمایه های این خاک عزیز هستید که قابلیت نمادین شدن رانیز دارد
نقل قول
0 # سلام استادعزیز خداقوت .عالی بودرضاامیری 1397-02-06 14:37
سلام استادعزیز خداسایه شمارامستدام بدارد مقاله عالی است.
نقل قول
0 # قیاس ناصحیحمحمد 1397-02-06 11:32
در پاسخ به این اظهار نظر هادی:
آقای رنانی سلام ، سرنوشت ابوجهل و برخورد پیامبر ص با بدن او پس از جنگ بدر می تواند برای جنابعالی و پیروانتان در رابطه با برخورد با این موارد آموزنده و عبرت انگیز باشد . لطفا بیشتر مطالعه نمایید .

نه اینجا ابوجهل هست و ابوجهل سان ، و نه پیامبر(ص) هستند و پیامبرسان. پس قیاس جایی ندارد!
نقل قول
+4 # سپاسزمان 1397-02-06 08:59
استاد ارجمند،
پایدار باشید. نگاه موشکافانه شما را اگر نخبگان کشور داشتند، بیش از این پیشرفت می‌کردیم.
نخبگان ما، گاه، روش چنگیزخانی یا تیموری را ترجیح می‌دهند. در این روش، شما برای اثبات خود، همه عمارت‌های پیش از خود را نابود می‌کنید.
نقل قول
+3 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)زهره 1397-02-06 08:35
همیشه ازخواندن دست نوشته هایتان لذت وافربرده ام.
احسنت به این همه علم ودرایت وگشاده نظری.
وافسوس بر........
خداوندنگهدارتان باد.
عالی بود
نقل قول
-8 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-06 05:20
در پاسخ به این اظهار نظر هادی:
آقای رنانی سلام ، سرنوشت ابوجهل و برخورد پیامبر ص با بدن او پس از جنگ بدر می تواند برای جنابعالی و پیروانتان در رابطه با برخورد با این موارد آموزنده و عبرت انگیز باشد . لطفا بیشتر مطالعه نمایید .

آیا ابوسفیان در بدر کشته می شد پیامبر ص با او چه می کرد؟ آیا ابوسفیان حتی به ظاهر اسلام نیاورد تا جانش را حفظ کند؟رفتار پیامبربا ایشان بر اساس نظر جنابعالی نبود و دلایل دیگری داشت.
در فتح مکه پیامبر با نمادهای شرک نظیر بت های کعبه چه کرد؟
مسجد ضرار را علیرغم اینکه یک پایگاه نمادین و به ظاهر مقدس بود چرا پیامبر ص دستور تخریبش را دادند؟
آیا بت های کعبه و گاو سامری در زمان حضرت موسی ع و بت های زمان حضرت ابراهیم ع در زمان خودشان سرمایه های نمادین و مورد توجه بخشی از جامعه نبودند؟
پیامبر ص درس نخوانده و امی بودند اما بفرموده خودشان شهر علم بودند و رفتارشان از روی حکمت الهی بود .
آیا کسی که با دستورات ابتدایی اسلام مخالفت کرد و نظرش بر خلاف سیره اهل بیت ع خصوصا امام زمان ع در رابطه با عزاداری برای امام حسین ع بود می تواند بعنوان سرمایه یا نماد تلقی شود ؟ تقوی داشته باشیم و نماد سازی و بت سازی نکنیم.
جاهلیت چیزی بود که پیامبر ص به شدت با آن مبارزه کردند حتی به قیمت مواجه شدن با اقوام نزدیک خود مثل ابوجهل که عموی پیامبر ص بودند . گرفتار پذیرش الگو از رفتارهای جاهلیت مدرن دیدگاه مادی شدن قطعا مورد پسند پیامبر ص نخواهد بود.
نقل قول
-7 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)احسان 1397-02-06 04:21
جالبه!
ینی هیچ کس نیومده نظر بده که این چرندیات مطوّل چیه که نوشتی دکتر؟؟؟

حضرات اساتید در دانشگاه که فقط از دانشجو تملّق می‌شنوند، در فجازی هم همین میل رو دارند
نقل قول
+2 # خانه دکتر مصدقعلیرضا 1397-02-06 04:02
در بخش اول بیان کردید که حکومت از بازدید مردم از آرامگاه دکتر مصدق که در خانه ایشان در احمد آباد قرار دارد، جلوگیری نمی کند اما بنا به خبرهایی که در سایت های خبری معتبر انتشار پیدا کرده است، مدت هاست که به بازدیدکنندگان اجازه ورود به این خانه داده نمی شود.
نقل قول
-4 # رضا خانرضا احمدی 1397-02-06 00:32
سلام
سرمایه ی نمادین و ملی ما یک جسد مومیایی نیست ظهور و بروز و پایان آن در یک مقطع از تاریخ اتفاق افتاده و تمام شده فقط افعال باقی میماند و بس.
سرمایه ی نمادین ما در این عصر جانبازانی هستند که با گذشت بیش از سی سال هنوز اقتدار و صلابت ما را به رخ جهانیان میکشند .سرمایه ی نمادین ما ناقص الخلقه های شیمیایی هستند که هنوز زنده اند..سرمایه ی نمادین ما پدران و مادران شهدا هستند.. پس اینقدر از تاریخ گذشته قلمفرسایی نکنید . و کمی به دور و برتان نگاه کنید.و بدانید و بدانم که این دو سه روز در فضای مجازی بی ادبی به ساحت معصومین علیهم صلوات الله به حد اعلای خود رسید و جملاتی که مایه ی شرم است نگاشتند همگی در تکریم جسد رضا شاه و الی آخر.......
نقل قول
+6 # با پیکر رضا شاه چه باید کردعلی معتمدی 1397-02-05 23:53
با سلام خدمت جناب استاد رنانی
کاملا با نظرتان موافقم ولی افسوس که دولتمردان یا از
از سر عناد و یا از سر نادانی متوجه نیستند که منافع دراز مدت انان در حفظ منافع ملی نهفته است
نقل قول
+1 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)شهاب 1397-02-05 22:42
سلام پاراگراف خ و د باید عزیزان تندرو و همینطور کسانی که دل به اینده ی مملکت دارند چند بار مطالعه کنند که اصل مطلب همین مورد نداشتن شخصیت های تاثیر گذار یا ضعیف بودن انها در مواقع بحران در شرایط فعلی مملکت میباشد.کشوری که بعد از 40 سال از انقلابش باید به فکر اینده و پیشرفت باشد باید درگیر موارد بدیهی و روزمره افتاده است و نخبگانش در حال خواهش از انقلابیونش که نکنید اقا این کار اشتباه است ...
نقل قول
+3 # پایان دادن به تکرار مکرر یک اشتباهمیثم فتحیزاده 1397-02-05 22:36
سلام آقای رنانی
بسیار جالب وخوب اما به شما وهمه بزرگواران دیگری که درحال تلاش برای احیای این بیمار هستید،راه توسعه از علم میگذرد وعلم مجال نمیابد مگر با کنار رفتن ملاها
اولین کاری که باید بشود تحقق آزادیست و والسلام
نقل قول
+2 # جناب اقای دکتر رنانی استاد گرامیرضا 1397-02-05 22:28
درود بر شما ،درود بر شما ،ظرف چهل سال گذشته نظام ثابت کرده که احترامی به سرمایه های نمادین قایل نبوده است .امیدوارم موارد شیوا و ارزنده جنابعالی که بنظرم خود یک سرمایه نمادین هست بگوش تصمیم گیرندگان برسد و سر عقل امده و همان مقبره قبلی رضا شاه را که دارای مقبولیت بخشی از جامعه هست احیا نمایند .گرچه من از عملکرد این اقایان چنین استنباطی ندارم ولی مطرح کردن موضوع توسط جنابعالی ارزش تاریخی خواهد داشت از سایر اندیشمندانی چون جنابعالی انتظار میرود تا انها نیز اظهار نظر نمایند و اهمیت تحویل پیکر مومیایی شده رضا شاه به موزه را در جهت حفظ منافع ملی و تاریخی گوشزد نمایند.
نقل قول
+3 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)hamid25askari 1397-02-05 22:03
با سلام
سپساگزار از مقاله خوب و جامعی که نوشتید مخصوصا قسمتی که به تعریف و بسط سرمایه نمادین پرداختین می تونه به جهت آگاهی بسیار مفید باشه
نقل قول
+3 # جناب استادرامین اعتماد 1397-02-05 19:59
مطلب ارزش علمی دارد. ایراد هم دارد. دلم می‌خواست به شما، استاد محترم دانشگاه، صادقانه بگویم که شما زیاد سرتان تو کتاب است و واقعیت را نمی‌بینید. وقت اگر کردید به سرنوشت غم‌انگیز کاوه مدنی‌ نگاهی اندازید. او هم مثل شما قصدش خدمت به میهن بود. مثال‌های دیگری هم هست؛ مانند استاد دانشگاه و فعال محیط زیست، کاووس سید امامی. این اراذل و اوباشی که نفع جمهوری اسلامی را می‌برند سر تمکین به نصایح علمی و ارزشی شما ندارند. تا دیر نشده است به کتابخانه‌تان برگردید و مشغول کار خود شوید. نوشته‌های شما اگر به کار توسعه سیاست نیاید، در توسعه دانش بسیار موثر است.
نقل قول
-8 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)هادی 1397-02-05 19:06
آقای رنانی سلام ، سرنوشت ابوجهل و برخورد پیامبر ص با بدن او پس از جنگ بدر می تواند برای جنابعالی و پیروانتان در رابطه با برخورد با این موارد آموزنده و عبرت انگیز باشد . لطفا بیشتر مطالعه نمایید .
نقل قول
0 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)م.ا 1397-02-05 18:27
آقای رنانی ، در سایتان و کامنت خواهم گذاشت و میدانم اغلب منشتر میکنید برخلااف اکثر سایتهای جمهوری اسلامی، شما وقعا شجاعت دارید مثل آقای صادق زیاکلام. شما سرمایه اندیشه ای هستید با وجود در یک مورد مخالف شما هستم شما مثل تقریبا همه اقتصاددانهای ایران بگمانم پیروی سرمایه سالای نولیبرال هستید، و تا حال ندیدم از عدالت توزیعی مانند واگذاری مساوی همه سهام منابع ثروتزای عمومی مانند نفت، به صورت رایگان به همه مردم حمالیت کنید! راه سریع نجات ما از فقر اکثریت همین است تا نسل سوزی بیشتر نشود!
نقل قول
+2 # ویرایشخرم‌آباددی زاد 1397-02-05 18:24
هرچند باورم نمیشود که ایرانی به نظر کسی اهمیت بدهد!
-نخستین نکته اینکه تحلیل خوبی بود.
-دوم اینکه ای کاش پیش از همگانی کردن مطلب، آنرا ویرایش ادبی میکردید.
نقل قول
+1 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)نیما 1397-02-05 17:34
بسیار منطقی و تأثیرگذار. ملت ایران اجازه اساعه ادب به پیکر نه رضاشاه بلکه هیچ کس دیگر را نخواهد داد. تصور نمی مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود. مقامات جمهوری اسلامی احتمالا از چهل سال پیش درس گرفتن.
نقل قول
+2 # با پیکر رضا شاه چه کنیم؟فیروزه 1397-02-05 17:22
استاد رنانی عزیز باید از یادداشت آموزنده شما که با عشق به ایران و اینده آن تحریر شده تشکر کنم. امیدوارم اول از همه مسئولین کشور دغدغه های شما را درک کنند و در مرحله بعد نسل جوان هم نسبت به شناخت ایران و تاریخ آن علاقمند شوند و سعی کنند تاریخ ایران را فارغ از هرگونه پیش داوری و با چشم علم و عقل بیاموزند. موفق باشید
نقل قول
+3 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)شهرام خالقی 1397-02-05 16:50
آقایانی که حضرتعالی به عنوان سرمایه نمادین یاد کردید ،بهتر است بگوییم توانایی تبدیل شدن به این شان را دارند.الان که باید حضرات حرفی بزنند چرا در سکوتند؟چرا هیچ کدام از دولت نمیخواهد که شفاف تصمیم خود را در مقابل این موضوع بیان کند؟مطمئن باشید وقتی هم که کشور به بحرانهای جدی وارد شد ،باز هم آقایان به فکر منافع شخصی خودشان هستند.تبدیل شدن یک شخص به عنوان یک انسان تاثیر گذار ،علاوه بر موارد ذکر شده ،شجاعت ،شهامت و وجود هم لازم دارد.
نقل قول
+2 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)A Dorri 1397-02-05 16:06
با درود بر جناب استاد محترم دکتر رنانی
متن های عالمانه شما که هم منطق و هم احساس را بر می‌انگیزد، بسیار تاثیرگذار است.
اما من که یکی از سلول های کوچک پیکره جامعه ایرانی هستم به اندازه ادراک خودم نسبت به این مسئله(جسد مومیایی) فقط این را فهمیده ام که : از هر دستی که بدهیم از همون دست پس میگیریم.
نقل قول
+2 # با پیکر رضا شاه چه کنیم؟.......مهرداد مقیمی نیاکی 1397-02-05 16:03
مقاله ایست جامع,مانع وتحلیلگر,دستمریزاد استاد.
نقل قول
+6 # تاثیر یک شخص بر یک جامعهسعید جواهری 1397-02-05 16:01
سپاس از متن زیبا و اثر گذار شما. عالی بود.
کسانی که تاکید دارند بر دیکتاتوری رضا شاه و جنبه های مثبت ایشان را در نظر نمی گیرند، نباید فراموش کنند که هم زمان با رضا شاه در اروپا دیکتاتور هائی مانند هیتلر در آلمان، استالین در روسیه، فرانکو در اسپانیا، موسولینی در ایتالیا حکومت می کردند. حکومت دیکتاتور ها در آن روز ها زیاد رایج بود. رضا شاه را باید در مقایسه با قاجار ها و سایر کشور های آن روزِ اطراف ایران بهتر شناخت. با در نظر گرفتن شرایط آن دوران خدمات رضا شاه را نمی شود نادید گرفت. اصولا در گذشته سرنوشت کشور ها بر دوش یک شخص گذاشته می شد. حالا اگر یک کشور خوش شانس بود و حاکم انسانی مثبت و دلسوز از آب در می آمد رُشد و توسعه آن جامعه تسریع می شد و اگر هم آن کشور بد شانس بود شخصت بیمار شخص ِحاکم باعث آسیب دیدن آن جامعه می شد. در قدیم همه چیز به شانس بستگی داشت. حتی رشد اروپا و کشور های توسعه یافته در شمال اروپا به شانس بستگی داشت. نوع بشر مانند سایر جانداران میل آنچنانی به تغییر اوضاع ندارد مگر به معنی واقعی مجبور شود. دو جنگ جهانی اول و دوم این امکان را فراهم آورد تا دیکتاتور هائی مانند هیتلر، موسولینی، و ژنرال فرانکو از حکومت ساقط شوند و تحت تاثیر نفوذ نیروی های فاتح حکومت های دموکراتیت جای دیکتاتور های قبلی را بگیرند. اگر جنگ نشده بود شاید هنوز هم که هنوز است شاهد حکومت نازی ها در آلمان بودیم. چندین صده جنگ و حکومت های دیکتاتور مردم اروپا را خسته کرده بود و شکست دیکتارو ها بعد از جنگ دوم جهانی این فرصت را فراهم کرد تا شیوه های جدید از حکومت در اروپا و سرانجام در دنیا شکل بگیرد.
نقل قول
+5 # تشكرسام 1397-02-05 15:52
متن خيلي خوبي بود
بسيار آموزنده و روشنگر
نقل قول
+5 # رضاخانشیوا.1363 1397-02-05 15:51
سلام استاد رنانی
لایک دارید.
سپاس
نقل قول
+3 # آقای دکتر؛ چه قدر شما آینده نگر هستید...به افتخار شما می ایستمعلیرضا 1397-02-05 15:13
آقای دکتر رنانی؛ گفتمان شما در حوزه توسعه و اقتصاد و آموزش و .... کاملا من را به یاد دکتر الهی قمشه ای عزیز و روشن فکر و روشن نظر می اندازد.

مطالب شما این قدر با استدلال و منطق است که دوست دارم آن را چند بار بخوانم.
نقل قول
+5 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)نیما 1397-02-05 15:10
استاد رنانی ضمن تشکر از مطلب مفید و به موقع جنابعالی بنده آرزو دارم در خصوص پیکر مومیایی رضاشاه اینبار در جهت برعکس برای رسیدن به توسعه گام برداریم و حتی بدویم منظورم این هست که مبدا شروع توسعه را کهنسالان و بزرگان جامعه هدف قرار دهیم نه کودکان در خانه و مدرسه.
پایدار باشید
نقل قول
+6 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)ناصر 1397-02-05 14:47
سلام من سواد انچنانی ندارم ولی خیلی به دلم نشست ممنون از زحمتی که کشیدین و خسته نباشین
نقل قول
+10 # اعلام نظرمحمد هادی 1397-02-05 14:32
اثر تخریب قبر رضا شاه در چهل سال قبل ،پاسخ ان در چهل سال بعد این شد که در مشهد مرکز تشیع ،عده ای هرچند محدود شعار دادند "رضا شاه ،روحت شاد "بدانید اگر بطور منطقی واخلاقی با جسد وی عمل نشود از جمله پیشنهاد اقای رنانی ،میترسم نسل های بعد ،به تلافی این کارهای بی منطق وغیر اخلاقی ،به مقبره بزرگان این انقلاب جسارت های بدتر ازاین نمایند .
نقل قول
+10 # جایگاه دین در توسعهنصیرالدین 1397-02-05 14:12
ضمن تشکر از مقاله ی بسیار مفید و راه گشای شما استاد گرانقدر و بلند نظر و به حق سرمایه ی نمادین اصفهان و ایران، به نظرم چند نکته از این نوشته جای تامل بیشتری دارد که البته احتمالا جنابعالی از سر تدبیر و با احتیاط از کنار آنها گذشتید.
اولا آن که جایگاه دین در توسعه چیست؟ آیا می توان ادیان را هم جزء سرمایه های نمادین دانست؟ اگر پاسخ آریست، تناقض با موضوع تقدس دین را چگونه می توان توجیه کرد (این مسئله برای شخصیت های دینی و همه ی دستاوردهای دین نیز صادق است) و اگر پاسخ خیر است چگونه می توان یک رکن اصلی جامعه که توانمندی انباشت انواع سرمایه ها را دارد از این موضوع مستثنی ساخت؟
ثانیا، به وضوح و به وفور در این نوشته و نوشته های پیشین، شما بر ضرورت گفتگو در باره ی مسائل مختلف اصرار ورزیده اید، اما تحقق گفتگو نیازمند انگیزه متقابل طرفین است. چگونه می توان این انگیزه را برای افرادی که تمام منافع آنها در فرار از گفتگو است ایجاد کرد؟
البته کاملا رویکرد محطاطانه، تدریجی و پله پله ی شما در ایجاد بستر مناسب گفتگو در مورد مسائل حساس واضح، قابل درک و عاقلانه به نظر میرسد.
باز هم از حس مسئولیت، طبع بلند و نگرش امید بخش شما متشکرم. امیدوارم در کنار خانواده تان سلامت و تندرست باشید.
نقل قول
+5 # با پیکر رضا شاه چه کنیمناصر سلیمانی 1397-02-05 13:53
سلام ودرودبه استاد رنانی
از نوشتار حضرت عالی لذت بردم درمملکت ما ایران عزیز همیشه در طول تاریخ از خست آدمهایی ضربه خوردیم که با خست انحصار را به وجود ورای کردن امیدوارم مسؤلین ارشد نضام از فرصت بدست آمده به نفع ایران عزیز استفاده کنند انشاالله
نقل قول
+6 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)Hadi Moslem 1397-02-05 13:44
باسلام وآرزوی سلامتی.بسیار عالی وتاثیر گذار.
نقل قول
+9 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)رضا 1397-02-05 13:44
آفرین ، بسیار عجب که در این وانفسای بیسوادی ، متنی و تحلیلی اینچنین اندیشمندانه و وزین را مشاهده کردم
نقل قول
+10 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)حمید 1397-02-05 13:34
جسد رضا شاه به عنوان بخشی از تاریخ معاصر به موزه نشانه عقلانیت وبرخورد صحیح با تاریخمان است
نقل قول
+10 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)آرین 1397-02-05 13:27
با پیکر رضاشاه چه کردیم؟ می تونست عنوان بهتری باشه. چون همون روز اول صدا و سیما اصل موضوع رو تکذیب کرد. یا بهتر بود عنوان مقاله این باشه بیاید خودمان را گول نزنیم. به هر حال رضا شاه یک مسلمان بود و نباید به جنازه ی مسلمان بی احترامی شود.
نقل قول
+8 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)حمیدرضا رفیع زاده 1397-02-05 13:25
مطالعه ی مطالب بزرگانی چون شما استاد ارجمند مایه ی فخر بنده است، سرافراز باشید انشالله!
نقل قول
+10 # قدردانیشیرین اکبری 1397-02-05 13:21
واقعا با مطالعه این مقاله پربار و آموزنده به خود میبالم که سرزمینم هنوز از وجود متفکرانی چون استاد رنانی فیض میبرد و همین امر دلگرمی مرا برای آینده ای روشن در کشورم افزون میسازد بعنوان معلم این جامعه از شما درس میگیرم و تا حد امکان در مسیر ساختن و حفظ سرمایه های نمادین میکوشم .
نقل قول
+9 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)مجتبی 1397-02-05 12:50
تشکر واقعا زیبا وپرمفهوم بود افتخار می کنم که چنین مردان فکور ودانشمندی در جامعه داریم
نقل قول
+13 # روزنامه نگاراسماعیل آزادی 1397-02-05 12:47
بسیار عالی بود آقای دکتر رنانی عزیز!
این نوشته نگاهی عالمانه و از سر دانایی بود . امیدوارم این صدا شنیده شود و اقایان از پیکر بی جان رضا شاه انتقام نگیرند.
نقل قول
+8 # جواب: با پیکر رضاشاه چه کنیم؟ .......... (توسعه، با کتمان تاریخ یا تکریم سرمایه؟)آزاده توکل 1397-02-05 12:31
جناب استاد رنانی عزیز،
بعنوان یک معمار کوچک در جامعه، هر بار مطالب شما را میخوانم اشک در چشمانم حلقه میزند از اینکه چنین دانشمندانی در کشور داریم ولی از دانش آنها بهره نميبريم. پاينده و پیروز باشید.
نقل قول
+8 # رضاخانمهر 1397-02-05 11:45
سلام استاد مجازی عزیز
محشر نوشتید.
نقل قول

اضافه کردن نظر